برج عشق سوانتی منطقه سامگرلو زمو سوانتی گرجستان
آدرس برج عشق سوانتی منطقه سامگرلو زمو سوانتی
Mestia, Samegrelo Zemo Svaneti, Georgia
تلفن
—–
وب سایت
—–
در مسیر حرکت از مسطیا (مستیا) (Mestia | მესტია) به اوشگولی (Ushguli | უშგული) در منطقه سامگرلو زمو سوانتی (Samegrelo – Zemo Svaneti | სამეგრელო ზემო სვანეთი) کشور گرجستان که به عنوان یکی از مرتفع ترین سکونتگاه های اروپا شناخته می شود، جاذبه ای منحصربه فرد و افسانه ای وجود دارد. برج عشق سوانتی. این برج شگفت انگیز بر روی تخته سنگی عظیم در دل رودخانه ی انگوری (Enguri | ენგური) ساخته شده است. برج عشق سوانتی را می توانید از جاده کنار رودخانه هم مشاهده کنید.
اگر به دنبال تجربه ای بی نظیر از سفر به گرجستان هستید، با گشتینو Gashtinov همراه شوید و در تورهای ویژه گرجستان شرکت کنید. در سایت ما می توانید با جاهای دیدنی گرجستان ، طبیعت گرجستان و غذاها و نوشیدنی های گرجی آشنا شوید. همچنین با مطالعه سایر مقالات می توانید سفر خود را کامل تر و جذاب تر برنامه ریزی کنید.
معماری برج عشق سوانتی
برج عشق یک سازه ی سه طبقه است که طبقات آن با پله های عمودی به یکدیگر متصل می شوند. هنگام بالا رفتن از این پله ها باید نهایت دقت را داشت. دیوارهای ضخیم این برج قرن هاست پابرجا مانده اند و همچنان استحکام خود را حفظ کرده اند. ابن برج نمادی از مقاومت و ماندگاری در دل کوهستان های سوانتی است.
افسانه ی برج عشق سوانتی
عشق ممنوعه
نام این برج ریشه در یک افسانه محلی دارد. روایت است که در زمان برگزاری جشن سنتی کویریکوبا (Kvirikoba | კვირიკობა) زنی زیبا به نام میاگول پیرولی (Miagul Pirveli | მიაგულ პირველი) با شکارچی توانایی به نام اوطیا مارگولانی (Otia Margvelani | ოტია მარგველანი) آشنا شد. آن ها عاشق یکدیگر شدند، اما اوطیا همسری وفادار و پنج فرزند داشت. میاگول نیز نمی خواست خانواده ی محبوبش را نابود کند.
تراژدی تلخ در رود انگوری
اما در یکی از روزهایی که اوطیا به شکار رفته بود، به داخل رودخانه سقوط کرد و جان باخت. همسر او هم نتوانست غم از دست دادن شوهرش را تحمل کند و خود را در رودخانه ی اِنگوری غرق کرد. بر اساس این افسانه، این زن و شوهر به ماهی قزل آلا تبدیل شدند و زندگی شان در دل آب ها ادامه یافت.
ساخت برج توسط میاگول
میاگول که از این ماجرا به شدت غمگین بود، از پدرش خواست تا بر روی تخته سنگ بزرگ میان رودخانه برجی بنا کند. او تا پایان عمرش در همان برج که به برج عشق سوانتی معروف شد زندگی کرد و هر روز به ماهی ها غذا می داد. ماهی هایی که به باور او روح اوطیا و همسرش در آن ها حلول کرده بود.
اشک های میاگول
طبق باور مردم محلی، زمانی که سطح آب رودخانه ی انگوری پایین می آید، از دل تخته سنگ زیر برج عشق سوانتی، چشمه ای زلال می جوشد. این چشمه را اشک های میاگول می دانند. این اشک ها نشانه ای از عشق ابدی و غم بی پایان او است.







